دوشنبه 27 اردیبهشت 1400

شهید بازیار مالکی از شهدای عشایر استان چهارمحال و بختیاری

تاریخ خبر: شنبه, 11, 1400
مالکی
ناحیه مقاومت بسیج عشایری استان چهارمحال و بختیاری
شهید بازیار مالکی از شهدای عشایر استان چهارمحال و بختیاری
شهید بازیار مالکی در تاریخ 1335/7/2 در روستای سررک از توابع شهرستان کیار به دنیا آمد.

شهید بازیار مالکی در تاریخ 1335/7/2 در روستای سررک از توابع شهرستان کیار به دنیا آمد.
دوران کودکی تا جوانی:
شهید بازیار مالکی دوران کودکی خود را که شاید تنها دوره ی آرام زندگی اش می توان به حساب آورد در محیط آرام خانه پشت سر گذاشت و بدلیل کمبود امکانات آموزشی موفق به کسب علم و دانش نشد و در دامان مادر کم و بیش خواندن و نوشتن را یاد گرفت و با احکام و مسائل دینی آشنا شد. با توجه به موقعیت و شرایط زمانی از همان سن پایین مشغول به کار در روستا، شهر بندرعباس و شهر خمینی شهر شد. در زمینه کشاورزی به ناپدری خود کمک می کرد و احترام او را نگه می داشت. عشق خاصی به مادرش داشت و همیشه رفتار مناسب و پسندیده ای با دیگر اهالی روستا داشت.الگوی اخلاق برای خانواده و روستا بود. قبل از رسیدن به سن بلوغ هیچوقت نمازش را ترک نکرد و در مراسم مذهبی (شبهای محرم، شبهای قدر و...) حضور مستمر و فعال داشت و علاقه خاصی نسبت به امام عصر مهدی موعود (عج) داشت و نام امام زمان ورد زبان او شده بود.
 
ازدواج:
شهید بازیار مالکی در تاریخ 1358/6/3 در سن 23 سالگی با یکی از دختران روستای سررک ازدواج می کند که ثمره این ازدواج مقدس سه فرزند پسر می باشد.
 
فعالیت در بسیج و حضور در جبهه:
شهید بازیار مالکی در تاریخ 1363/9/5 موفق به گرفتن گواهینامه دوره آموزشی یک ماهه در پادگان ثامن الائمه زرین شهر می شود. در تاریخ 1363/9/23 اولین حضور خود در جبهه را به عنوان تک تیرانداز دز عملیات بدر در جزیره مجنون تجربه کرد که در تاریخ 1363/12/22 از ناحیه صورت مجروح می شود و در تاریخ 1364/1/13 جهت بهبود جراحت به مرخصی می آید. دومین حضور ایشان در تاریخ 1364/12/27 تا 1365/1/24 طول کشید که اطلاعات کافی در این خصوص در دست نیست، فقط ایشان در این حضور در حملات شیمیایی مصدوم می شود و به خاطر مداوا تصمیم می گیرد که به پابوس آقا علی ابن موسی الرضا برود که بعد از بازگشت از مشهد بیماری وی پیدا می کند.
 
 
عشق شهادت:
عشق به جبهه و جنگ و آرزوی شهادت برای بار سوم وی را راهی جبهه می کند که سرانجام در تاریخ 1365/10/24 راهی جبهه می شود. بعد از چند مرحله عملیات کربلای5 نوبت مرخصی داشت ولی نمی خواست مراحل بعدی را از دست بدهد بنابراین در مقر تیپ44 قمر بنی هاشم ماند تا دوباره تجدید نیرو شود و در گردان عملیاتی قرار بگیرد. در اواخر زمستان سال 1365 هم منتظر بود تا در آخرین مرحله از عملیات کربلای5 به عنوان تک تیرانداز و کمک آرپیچی زن در منطقه شلمچه شرکت کند که به آرزوی همیشگی خود برسد و در تاریخ 1365/12/10 حدود ساعت 12 الی 2 بامداد همان وقتی که هر شب آماده می شد و نماز شب می خواند در عملیات تکمیلی کربلای5 در منطقه شلمچه جلوتر از نهر جاسم در حالی که می خواست به سمت کانال زوجی عراق پیش برود از ناحیه دست، پا، سینه و شکم مورد اصابت ترکش قرار گرفتند و به درجه رفیع شهادت نایل گردید و به یاران شهیدش پیوست.
پیکر ایشان را در تاریخ 1373/10/20 در خاک عراق نزدیکی نهر جاسم پیدا کردند و در تاریخ 1373/11/25 در شهرستان اردل به خاک سپرده شد.
*روحش شاد و یادش گرامی*