چهارشنبه 26 خرداد 1400

شهید بهرام مولائی آرپناهی از شهدای عشایر استان چهارمحال و بختیاری

تاریخ خبر: سه شنبه, 28, 1400
مولائی
ناحیه مقاومت بسیج عشایری استان چهارمحال و بختیاری
شهید بهرام مولائی آرپناهی از شهدای عشایر استان چهارمحال و بختیاری
شهید بهرام مولائی در آذرماه سال ۱۳۳۶ در یک خانواده عشایری از عشایر منطقه کوهرنگ استان چهارمحال و بختیاری و روستای شیخ علیخان متولد شد.

شهید بهرام مولائی در آذرماه سال ۱۳۳۶ در یک خانواده عشایری از عشایر منطقه کوهرنگ استان چهارمحال و بختیاری و روستای شیخ علیخان متولد شد، دوران کودکی را در دامان پدر و مادری مهربان سپری نمود.

دوران ابتدایی را نیز به اتمام رسانده و بعد از اتمام دوران ابتدایی‌اش به شهرستان شهرکرد جهت ادامه تحصیل عزیمت نمود.

این دوران مصادف بود با پیروزی انقلاب اسلامی، و در حالیکه در این زمان هم خانواده او جز عشایر بودند و هم او مجبور بود ۹ ماه از سال را به دور از خانواده به سر برد جزء اعضای فعال بسیج روستای شیخ علیخان بود،عضویت امور تربیتی کتابخانه مدرسه را بر عهده داشت و همچنین یکی از مدافعین انقلاب اسلامی و پیرو استاد مطهری بود.با علاقه‌ای که به شغل معلمی داشت همواره رهرو این شهید و بزرگوار بود.

ایشان در بین عشایر بختیاری به عنوان یک مبارز سرسخت به تبلیغ  دین اسلام پرداخت.

بعد از اتمام دوره راهنمایی،دوران دبیرستان را در هنرستان کشاورزی دکتر علی شریعتی در رشته مکانیکی ادامه داد تا بتواند به جامعه خود کمک و خدمت کند.

وی در سال ۱۳۶۰ سال دوم رشته مکانیک را به اتمام رساند و در امتحان دانشسرا شرکت کرده واین آزمون را مانند تمام، آزمون‌های زندگیش با موفقیت گذراند.

او با مطالعه کتاب‌های فراوان در مورد زندگی بزرگان دین و شرکت فعال در برپایی دعاهای کمیل و ندبه و… در روستای شیخ علیخان، زمینه آشنایی مردم این دیار را با دین مبین اسلام فراهم نمود و سرانجام پس از سه بار شرکت در جبهه‌های حق علیه باطل در ۲۲ فروردین سال ۱۳۶۲ به درجه رفیع شهادت و آرزوی دیرینه خود رسید.

وصيت نامه شهيد:
 
بسم الله الرحمن الرحيم
 
"قل ان صلاتي و نسكي و محياي و مماتي لله رب العالمين"
 
خدايا تو خودت ميداني كه هدفم رضاي تو بوده و اگر از روي نادانيم براساس اين آيه شريفه عمل نكرده از روي كرم و بخشندگي خودت مرا ببخش.چون لازم دانستم كه وصيت‌نامه‌اي بنويسم، قلم بدست گرفتم تا چند كلمه‌اي را روي اين كاغذ سفيد بنويسم.
 
زماني قلم بدست گرفته ام براي نوشتن وصيت‌نامه خود كه احساس مي‌کنم لحظات حساسي است، زيراكه اسلام اين دين مقدس محمدي (ص) در خطر است. اين دين بر حق خدا كه همه ابرقدرت‌هاي شرك‌آلود در صدد نابودي آن برآمده‌اند. و زماني قلم بدست گرفته‌ام كه اين انقلاب اسلامي كه خونبهاي هزاران شهيد و معلول است و برخاسته از بطن اين دين الهي است از همه طرف مورد تهاجم سريع جهانخواران ملحد و از خدا بي‌خبر قرار گرفته است، اما فراموش نكنيم كه ما خدا را داريم و از او نصرت مي‌خواهيم و در همه موارد پيروزيم.
 
سخني چند با امت شهيدپرورمان!
 
اگر مرا بعنوان فرزندي از اين مرز و بوم قبول داشته باشيد.
 
شما اي امت قهرمان و اي امت مسلمان بقيه‌الله پاسدار خون شهيدان و انقلابي كه از خون آنها به ثمر رسيده است، باشيد.
 
هميشه گوش بفرمان امام امت خميني بت‌شكن باشيد و با وحدت و انسجام خود پوزه دشمنان دين خدا را به خاك بماليد و شعار (هيهات من‌الذلله) را فراموش نكنيد، زيرا اگر خيري مي‌خواهيد بايد نزد همين روحانيت اصيل طلب نمائيد. ما ضربه خوردن مردم كوفه را نبايد فراموش كنيم.
 
و اما شما اي پدر و مادرم!
 
شما در قبال من رنج‌ها و زحمات زيادي كشيديد، ولي مي‌دانم كه من نتوانستم جوابگوي زحمات شما باشم، اميد است كه مرا حلال كنيد و اين نكته را لازم دانستم متذكر شوم که همانطوري كه خودتان ميدانيد و مطلع هستيد، كسي مرا به جبهه نفرستاد جز اينكه خود لازم دانستم كه به جبهه بروم، و برعليه دشمنان دين مقدس الهي بجنگم.
 
از شماها مي‌خواهم كه در عبادات كوتاهي نفرمائيد و از تمام وابستگانم برايم طلب حلاليت نمائيد و هميشه و در همه وقت گوش بفرمان روحانيت اصيل و مبارز باشيد. برايم ناراحت نباشيد زيرا همه اين شهيدان نبز به پدر و مادرشان وابستگي زيادي دارند، و اگر ناراحت شديد براي همه شهيدان اندوهگين شويد و گريه کنيد. زيرا اسلام براي تداومش خون مي‌خواهد.
 
خود به وضوح مي‌دانم كه اگر لياقت پيدا كردم و شهيد شدم جاي مرا عشاير مسلمان و سلحشور بختياري پرخواهند كرد، زيرا وفادار به اسلام و انقلاب هستند و نه برخاسته از دنياي تهي.
 
از برادران عشايري كه در حال خدمت هستند مي‌خواهم كه بيشتر به اين عشاير مسلمان و حزب‌الهي خدمت کنند و آنها را بيشتر به فرهنگ و معارف اسلامي آشنا نمايند و چون محصل هستم احساس نمودم كه بايد چند كلمه‌اي هم خطاب به معلمين گرامي و محصلين عزيز بنويسم.
 
شما اي معلمين محترم!
 
شما كه مقام پيامبري را برگزيده‌ايد،مسئوليت شما بسيار سنگين است لذا بايد به بهترين شکل اين فرزندان امت شهيدپرور را آماده نمائيد كه دشمنان  قسم خورده اسلام و انقلاب اسلامي درصددند در آينده به اسلام و اين انقلاب اسلامي كه خونبهاي شهيدان و معلولين زياديست ضربه وارد كنند. بهوش باشيد و با روحانيت در همه موارد ارتباط داشته باشيد.
 
از كسانيكه اگر خدا لطف و عنايتي به من كرد كه در تشييع جنازه‌ام شركت مي‌كنند، مي‌خواهم هنگام خاكسپاري دست‌هايم را باز و بيرون از تابوت بگذارند تا اينكه مقام پرستان و مادي‌گراها و ثروت‌اندوزان از خدا بي‌خبر بفهمند كه كسي چيزي را با خود نمي‌برد جز عمل صالح.
 
مرا در روستاي خودم يعني شيخ عليخان و در بالاي زمين نثار دفن نمائيد چراکه آن زمين را به شهداء وقف نموده‌ام.
 
برادر شما بهرام مولائي