جمعه 30 مهر 1400

شهید علی احمدی فیروزجایی

شهید علی احمدی فیروزجایی
نام
علی
نام خانوادگی
احمدی فیروزجایی
تاریخ تولد
1343/02/02
تاریخ شهادت
1366/01/18
زندگی نامه

الف)تولد و کودکی :

1-نام و نام خانوادگی ، نام مستعار :

علی احمدی فیروز جایی

2-تاریخ و محل تولد و اتفاق خاص در زمان تولد:

1343 روستای فیروزجاه ـ بابل

3- نام و شغل پدر :

عبدالرسول احمدی فیروز جایی ـ روحانی

4- نام و شغل مادر:

رقیه احمدی فیروزجایی ـ خانه دار

5- تعداد فرزندان و فرزند چندم خانواده بود:

4 فرزند ـ شهید فرزند اول بودند .

6- وضعیت زندگی از نظر اقتصادی و اعتقادی :

شهید در خانواده ای مذهبی و روحانی و زحمتکش به دنیا آمدند .

7- تحصیل متفرقه قبل یا حین دبستان(مکتب ،کلاس قرآن ،حوزه علمیه – نام فرد آموزش دهنده ):

به مکتب خانه رفت برای فراگیری قرآن و نزد شیخ امت الله نجفی ، محمود صفایی ، شیخ محمد ابراهیم کوچک

8- مهاجرت یا نقل مکان در دوران زندگی (اگر بود):

دوران دبیرستان را در قم بود و بعد از اتمام دوران دبیرستان بازگشت .

ب)تحصیلات:

1- نام مدرسه و محل تحصیل در دوران دبستان :

سپاه دانش شهید علی احمدی ـ بابل ـ روستای فیروزجا ـ گلوگاه

2- نام مدرسه و محل تحصیل راهنمایی :

مهدیه ـ پاشامیر

3- نام مدرسه ، محل تحصیل و رشته ی تحصیلی دبیرستان :

دین و دانش ـ قم ـ تجربی

4- تحصیلات دانشگاهی ، رشته و نام دانشگاه :

علوم تربیتی ـ دانشگاه شهید رجایی بابل

5- آیا در دوران تحصیل کار می کرد ؟،چه کاری و چه مدت :

کشاورزی می کرد ـ از جوانی تا شهادت

6- سال، مقطع و علت ترک تحصیل :

در دوران دانشجویی ترک تحصیل کرد و به جبهه رفت .

پ)سربازی :

1- خدمت سربازی :

انجام نداد.

2- یگان اعزام کننده : ـــــــــــــ

3- سال اعزام و محل آموزش سربازی : ــــــــــــ

ت ) ازدواج :

1-وضعیت تاهل :

متأهل

2- نام همسر و تاریخ ازدواج :

ننه خارک قلی زاده ـ 1364

3- تعداد و نام فرزند یا فرزندان (اگر داشت ):

2 فرزند ـ مجتبی ، زینب

4- خلق و خو و رفتار با خانواده (زن و فرزند یا پدر و مادر ):

شهید ادب واحترام را نسبت به پدر و مادر نگه می داشت بسیار متواضع و با شخصیت بود .

ث)شغل شهید :

1- شغل رسمی و شغل فرعی :

کشاورزی ـ از جوانی تا شهادت

2- نام سازمان یا نهاد یا شرکت : ــــــــــــ

3-زمان استخدام و مسئولیت شغلی: ــــــــــــ

ج) فعالیت های انقلابی :

1- وقایع با افرادی که باعث تأثیر گذاری بر شهید شدند :

شهید تحول فکری اش متأثر از امام (ره) ، شهید بهشتی بوده

2- وقایعی که به تأثیر گذاری شهید بر فرد ، خانواده یا گروه اشاره دارد :

شهید با طرز صحبت و رفتار و حرکات و عمل به چیزهایی که می گفت هدایت کننده ی اعضای خانواده بود .

3- نوع و محدوده ی جغرافیایی فعالیت های انقلابی :

شهید در راهپیمایی ها شرکت می کرد و همچنین نوشتن شعار و پخش اعلامیه فعالیت داشت .

4- زمان آغاز حضور در پایگاه (چه سنی یا چه سالی ؟) و نوع فعالیت در پایگاه :

عضو فعال بسیج و انجمن اسلامی بود .

5- اگر در درگیری ها و زد و خوردهای انقلابی و حزبی در انقلاب و بعد از آن حضور داشت ، با بیان اتفاق آورده شود : ـــــــــــــ

ح) سوابق جبهه :

1- حضور در جبهه :

در جبهه حضور داشت.

2- تعداد تاریخ محل اعزام ها ، یگان اعزام کننده ، و منطقه یا مناطقی که اعزام شد :

1366 ـ بابل ـ سپاه ـ جزیره مجنون ـ شلمچه

3- مجموع مدت حضور در جبهه : ــــــــــــ

4- مسئولیت در جبهه :

بی سیم چی

5- دفعات ، مکان و نحوه ی مجروح شدن : ـــــــــــ

6- عملیات یا مأموریتی که مجروح شد : ــــــــــــ

7- مکان ، زمان ، عملیات و نحوه ی شهادت :

شلمچه ـ 18/1/66 ـ کربلای 8 ـ اصابت ترکش به سر

8- تاریخ تشییع و محل خاکسپاری :

21/1/66 ـ گلزار شهدای فیروز جا

ی) خاطرات یا ویژگی های بارز شهید:

1- شامل 3 خاطره از شهید در مقاطع مختلف زندگی از تولد تا شهادت و در صورت نداشتن خاطره ، ویژگی های شهید ( توجه : حتما راوی خاطره یا ویژگی باید معلوم باشد .)

پدر شهید : یک روز پسرم از مدرسه گریه کنان به طرف خانه آمد علت را جویا شدم و گفتم برای چی گریه می کنی ؟ گفت : من یک کتاب دینی داشتم و معلم مدرسه ام که خانم بدحجابی بود آن را زیر پا گذاشت و له کرد من خیلی ناراحت شده بودم. فاصله منطقه ما تا فیروز جاه 20 کیلومتر بوده است و زمان طاغوت بود و مدرسه انقلابی هم وجود نداشت. شهید از لحاظ علمی و تحصیلی ، بسیار باهوش و با ذکاوت بوده است و چون فاصله خانه تا مدرسه بسیار طولانی بود به ناچار می بایست این فاصله طولانی را هر روز با پای پیاده توی گل و لای آن زمان ، توی سوز و سرما می رفت و می آمد چون آن زمان جاده ای وجود نداشت و اگر باران می آمد به قدری گل و لای بالا می آمد که توان حرکت کردن را از آدم سلب می کرد و آب رودخانه ها هم در روز های بارانی بالا می آمد . یک بار شهید داشت از رودخانه عبور می کرد ، آب او را داشت با خودش می برد که اهالی او را از رودخانه بیرون کشیدند . به قدری این مسافت و سختی راه او را اذیت می کرد که وقتی به خانه می آمد با همان زبان کودکانه اش می گفت : آقا جان ! من از شنبه دیگر به مدرسه نمی روم .

گالری تصاویر

افزودن دیدگاه جدید